تبليغاتX
ما همه خوابیم
اشکم سرخ رخم زرد شد مو سفید روز من چو شب بهر سیاه کاری دل.



تفكر ايرانى
عنوان کتابی میباشد که در دست نوشتن است
تفكر ايرانى
ايرانيها عالمهاى بى عمل هستند.
انسانها معمولا ىر زندگی از کسانی ضربه میخورند که نسبت به انها اطمینان کامل دارند.
مثلا : دوستان و آشنایان.
ما همیشه در زندگی نسبت به دوستان هیچ شک و تردیدی نداریم و دروافع همان طور که در بالا گفتیم  اطمینان کامل داشته و جوانب احتیاط را هیچ وقت یا اگر هم باشد خیلی کم در مورد انها رعایت میکنیم.که این خود زمینه ی ضرب خوردن را فراهم میسازد.
ما با دوستانی که با انها سر و کله میزنیم اعم از خوب و بد باید نکات مثبت انها را برداشت کنیم.در واقع یک فیلتری ما بین شنیدن ما باشد که نکات مثبت و خوب انها را عبور نمایم و بکار برده ونکات منفی انها را مانع عبورشان شویم.بطور کلی هر انسان بدی لااقل چندین صفات خوب دارد که ما نیز باید در برخورد با انها مثبت اندیش باشیم و صفات خوب آنها را برداشت کنیم.
انسان در زندگی تا با مشکلات و بدیها دست و پنجه نرم نکند قدر خوبی را نخواهد چشید که این یکی از صفات مثبت وجود مشکلات است.
و در اینجا میرسیم به ضرب المثلی که می گوید : بعد از گذراند هر مشکلی به یک آسودگی خاطر میرسیم.
ایرانیها از قدیم الایام گفته اند که انسانهای باهوشی بوده اند و بسیاری از نویسندگان و دانشمندان و فلاسفه و ...نیز این مطلب را تاکید و بر روی آن پافشاری کرده اند.
ولی دوباره تکرار میکنیم ولی :
اینجا به بعد سانسور کتاب بخرید بخونید کتاب من


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 20:42 توسط شادمهر |


و بازگشت به ایران بعد از 9 سال:شیراز
بعد از مدتهای زیادی باز مینویسم :

۹ سال در بحرین و کشورهای مختلف و هم اکنون در ایران فقط برای ۳سال و بعد بسوی باز غربت لندن زندگی هرچقدر که سخت باشه بستگی به خودت داره که چطور بهش بنگری و لذت ببری تا سختی نباشه ارامش و خوشبختی را نمیدونی و نمیتونی درک کنی...

الان تا اخرین مطلبی که نوشتم کلی عوض شدم زندگی زیباست.ما همه دنبال خوشبختی هستیم غافل از اینکه همین لحظه ای که توش هستیم خوشبختیم.

به چیزی که خواستم رسیدم و خوشحالم که مستقل هستم.و فصل باییز دلم نمیخواهد هیچ وقت این فصل به بایان برسه و فقط الان دنبال کسی هستم که کامل بشم با او ...۲۸ ابان روزی که به این دنیا با گذاشتم

و شیراز چقدر دلم تنگ شده بود واسه کوچه های و خیابانهای قصرالدشت چقدر زود دیر میشود . واقعا زمان تنها چیزی است که با ارزشترین چیز ما ادماست قدر زمان جوانی و لحظه لحظه های زندگی و جوانیتون را بدونید..جوانی بگذرد تو قدرش را ندانی

اما باز با یک تکنولجوی جدید که انسان خودشو میکشه و باز زنده میشه

الکور : http://alcor.org/

سازمانی هست که انسان را منجمد و سر از تنش جدا میکند و قلب انسان را ضیف کرده و از بدن وی خارج نموده تا مثلا ۴ سال وی منجمد است در واقع عمر او متوقف میشود.

و بعد از ۴ سال سر او را بیوند به بدن میزنند و از حالت منجمد او را در میارن به این علم مردن در یخ میگویند.

این عمل برای بیماریهای نا علاج مثل تومور و سرطان و ایدز میباشد و دلیل اینکه چرا بعد از منجمد شدن بیماری در بدن شما از بین میرود بیشنهاد میکنم ویدیوهای این سازمان در سایت یا در یوتیوب بزنید و با توضیح ببینید.

واقعا جالب میباشد

و بیتی مایس و معرفی تکنولجوی بعدی که کامبیوتر و دوربین عکاسی و فیلم برداری و اینترنت و تلوزیون و ماهواره و و و را از بین میبرد فقط ۳۵۰ دلار میباشد بنام حس ۶ ششم.واقعا فراتر از یک رویا

http://www.ted.com/talks/pattie_maes_demos_the_sixth_sense.html

تو یوتیوب هم میتوانید مشاهده کنید.خودتون ببینید.

همین الان داشتم تو یاهو اخبار را میخواندم راندم نیوز زده بود باریس هیلتون

http://omg.yahoo.com/photos/what-were-they-thinking/3351?nc

بله چیزی نگم بهتره

For once Paris Hilton's hair looked halfway decent, but the vintage, safety-pin-adorned Versace dress she wore to the LA premiere of "This Is It" appeared to be a fashion school project faux pas


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 9:7 توسط شادمهر |


جوری زندگی کن که وقتی به گذشته نگاه می کنی مجبور نباشی چشماتو روش ببندی


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:18 توسط شادمهر |


 گر خدائي نباشد بايد او را اختراع كرد، اما تمامي طبيعت فرياد بر مي آورد كه خدا هست

                             جهان یادگار است و ما رفتنی         به گیتی نماند به جز گفتنی

                                         زندگی نیمی سرگذشته نیمی در گذشت

                       خدایا ما را عاقبت بخیر بگردان دعا و عبادت های ما رایاح نباشد


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 16:5 توسط شادمهر |


حقيقت علمى روح

حقيقت علمى روح

در تابستان سال ۱۹۹۱ پم رينولدز متوجه وجود تورم و برجستگى در شريان مغزش شد. رابرت اسپتزلر مدير انستيتو مغز و اعصاب فونيكس به مادر سه بچه آتلانتايى گفت كه ممكن است در حين عمل جراحى قلب او از كار بيفتد و نيز در طول مدت عمل فعاليت مغز او نيز متوقف شود و با وجود استفاده از كليه امكانات كلينيكى ممكن است او به مدت يك ساعت بميرد. هنگام بيهوشى رينولدز زير دستگاهى قرار داشت كه صدايى شبيه به كليك را در گوش او وارد مى كرد، به جهت مطلع شدن از فعاليت ساقه مغز او (ساقه مغز در كنترل شنوايى و ساير اعمال غيرارادى نقش دارد.) علاوه بر اين دستگاهى ضربان قلب و تنفس و درجه حرارت و ساير علائم حياتى او را كنترل مى كرد. همان طور كه اسپتزلر مغز او را باز مى كرد، اتفاقى افتاد كه هرگز در پيچيده ترين مانيتورها نيز اتفاق نيفتاده، رينولدز احساس كرد كه از جسم خودش خارج شده. او در فرصتى مناسب از بالاى شانه هاى اسپتزلر به پايين و به عمل جراحى نگاه كرد. اسپتزلر را ديد كه چيزى شبيه به يك مسواك برقى در دست دارد. يك صداى زنانه گفت كه جريان خون بيمار بسيار ضعيف است و اين طور به نظرش رسيد كه آنها مى خواهند كشاله ران او را عمل كنند. رينولدز فكر كرد كه اين نمى تواند صحت داشته باشد. اين يك عمل جراحى مغز بود. با وجودى كه چشم ها و گوش هايش كاملاً بسته بودند، همه كارهايى را كه روى جمجمه اش انجام مى شد، مى ديد و آنچه كه او درك مى كرد واقعاً اتفاق مى افتاد، در واقع چاقوى جراحى واقعاً شبيه يك مسواك برقى بود. در حقيقت جراحان روى كشاله ران او هم كار مى كردند. او به دستگاهى كه فعاليت قلب و شش ها را كنترل مى كرد، وصل بود. در اينجا جراح دستور داد كه كار را متوقف كنند. جهت خارج كردن خون از بدنش همه خون او را از بدنش خارج كردند و حيات پيكر او را ترك كرد. او خودش را ديد كه از تونلى عبور مى كند و به طرف نورى مى رود. در انتهاى تونل او اقوام و آشنايان فوت شده از جمله مادربزرگش را كه ساليان زيادى بود درگذشته بود، ديد. به نظر مى رسيد زمان متوقف شده. سپس ملكى روح او را به بدنش بازگرداند و او را راهنمايى كرد كه برگردد و اين مثل رها شدن در يك استخر آب يخ بود. پس از بازگشت به حيات رينولدز همه چيز را به اسپتزلر گفت. همه چيزهايى را كه ديده و تجربه كرده بود و اسپتزلر به او گفت تجربه شما خارج از تخصص من است و بعد از ۱۲سال هنوز اسپتزلر نمى دانست آن حالت را چگونه توجيه كند

 حقيقت يا توهم
امروزه پيشرفت هاى پزشكى به پزشكان اجازه مى دهد افرادى را كه در زمان هاى گذشته به طور غيرقابل برگشتى ممكن بود، بميرند، به زندگى برگردانند. در حقيقت اين علم عملاً مرز آنچه را كه مرگ مى ناميم، عقب رانده. هيچ كس نتوانسته آمار افرادى كه داستانى نظير داستان رينولدز (تجربه خروج از جسم)، سفر به داخل تونل و مواجه شدن با فرشتگان يا جدا شدن از مرحومان و افراد مورد علاقه شان دارند را بيان كند. اين حقيقت قابل توجه به نام NDE يا «تجربه نزديك به مرگ» نامگذارى شده است. ابتدا تقريباً همه پزشكان چنين گزارش هايى را رد مى كردند و توضيحات علمى و پزشكى آنها آن حالت را به هم ريختگى عصبى كه از تغييرات به وجود آمده، هنگام مرگ مغزى منتج مى شد، مى دانستند. با وجود اين به هم ريختگى عصبى فقط در صورتى كه بنا به دلايلى مغز بعضى از كارايى هايش را حفظ كند، مى تواند اتفاق بيفتد و توضيحى در اين خصوص وجود داشت. در يك مسير مستقيم مغز مى تواند مانند كامپيوترى باشد كه منابع تغذيه ها و آى سى هاى آن را جدا كرده باشند، لذا نمى تواند توهم داشته باشد و اصلاً نمى تواند كارى انجام دهد و همان گونه كه شروع زندگى هوشيارانه را نمى توان مشخص كرد، در مورد پايان زندگى نيز چنين است. مشخص كردن زمان دقيق مرگ معلوم نيست. در حقيقت از نظر پزشكى و علمى غيرممكن است. ميشل سابوم كارديولوژيست مى گويد كه اين طور به نظر مى رسيد كه زمان مرگ يك لحظه واحد در زمان است، ولى حالا اين طور به نظر مى رسد كه مرگ يك پديده مرحله اى است نه يك لحظه منفرد در زمان. ما نياز به چيزى جهت ادامه كار داريم، همانگونه كه جامعه ما از عوامل اجتماعى و قانونى متنوعى تشكيل شده كه نهايت را مشخص مى كند در اينجا نيز مواردى وجود دارد كه با آنها بيشتر آشنايى داريم

 مرگ كلينيكى
تنفس و ضربان قلب متوقف شده اند، شخص ممكن است هنوز قادر به ادامه زندگى توسط دستگاه احياى قلب و ريه يا وسايل ديگر باشد. مرگ كلينيكى بستگى به اين دارد كه علائم حياتى تحت چه شرايطى متوقف شده اند و چرا؟
• مرگ مغزى
فعاليت بخش پايينى يا ساقه مغز كه اعمال غيرارادى و اتوماتيكى بدن را اداره و كنترل مى كند متوقف مى شود و شخص فقط با كمك دستگاه حفظ حيات احياى قلب و ريه مى تواند به زندگى خود ادامه دهد. اظهارنظرها در خصوص طول زمان يا دوره اى كه ساقه مغز غير فعال بوده تا زمانى كه فرد به طور طبيعى مرگ را دريابد متفاوت است

 مرگ بخش بالايى مغز
ساقه مغز هنوز فعال است، قلب، شش ها و سيستم هاضمه كار مى كنند ولى بخش احساس كردن و فكر كردن مغز از فعاليت باز ايستاده، در اينجا اين امكان وجود دارد كه بدن با دستگاه CPR براى مدتى طولانى نيز فعاليت داشته باشد

 مرگ تمامى مغز يا مرگ مغزى كامل
هم بخش پايينى و هم بخش بالايى مغز از كار افتاده و فعاليتش متوقف مى شود گويى به اندازه كافى درهم آميختگى نداشته اند. بعضى از رهبران روحانى و كارشناسان و صاحب نظران مختلف سئوال مى كنند كه آيا روح در هنگام مواجه شدن با يكى از موارد بالا جسم را ترك مى كند؟ تجسم هايى در حالت NDES يا «تجربه هاى نزديك به مرگ» اتفاق مى افتد اين در حالى است كه هيچ فعاليت مغزى جهت دريافت آنها وجود ندارد. دانشمندان و صاحب نظران الهيات و گروه مردم عادى براى دريافت پاسخى گرد آمده اند، در جريان تئورى هاى متداول علمى چنين تجربياتى نمى تواند به سادگى رخ دهد. مرگ و هوشيارى كاملاً دقيق و بدون خطا هستند، در بحث مربوط به تجربه نزديك به مرگ بعضى ها معتقدند كه علم بايد به جهتى سوق داده شود كه جايى براى احتمال وجود روح باز كند. عده اى هنوز بدبين اند. من از محقق بريتانيايى سوزان بلك مور كه داراى مدرك دكترا است سئوال كردم، آنچه كه او در خصوص پم رينولدز بيان مى كند اين است كه او مى گويد اگر آنچه كه شما شرح داديد درست باشد همه علوم مى بايست مجدداً بازنويسى شوند. به هر حال بلك مور مى گويد اطلاعات و آمار دقيق نيستند. او پس از حدود سى سال تحقيق در خصوص مسائل غيرعادى و غيرمتداول مى گويد من فقط مى توانم بگويم كه موارد مانند يكديگر نيستند. او در كتابى به نام من براى زيستن درخصوص تجربه هاى نزديك به مرگ مى گويد: ظواهر اين تجربيات نزديك به مرگ به علاوه عبور از تونل و نيز خارج شدن از جسم مى تواند انگيزه و علت فيزيولوژيكى داشته باشد، مثلاً در حين جراحى مغز و تحت تاثير بيهوشى عمومى بيماران گاهگاهى رويت چيز هايى از دورنماى يك تجربه خارج از جسم بودن را گزارش مى دهند. سايرين تحت تاثير LSD و ترياك، حشيش و قرص هاى آرام بخش و خواب آور و نيز در زمان استرس نظير اين موارد را بيان مى كنند. او معتقد است كه هنگام استفاده از مواد بالا مغز هيچ گونه عكس العملى ندارد. به عقيده او مى توان نتيجه گيرى كرد كه تجربه خروج از جسم و همه عوامل ديگر در تجربه هاى نزديك به مرگ با مرگ مغزى شروع مى شوند و خاتمه مى يابند.
كارديولوژيست و محقق NDE (تجربه نزديك به مرگ) ميشل سابوم آنچه را كه رينولدز بيان كرده و ديده و شنيده با آنچه از يادداشت هاى اسپتزلر جراح او مقايسه مى كند درمى يابد در طول مدتى كه رينولدز تونل را تجربه مى كرده به هيچ وجه فعاليت مغزى نداشته مانند كامپيوترى كه قبلاً صحبتش شد و مغز او با كليه توانايى هايش مرده بوده و يك مغز مرده نمى تواند خصوصيت ديگرى داشته باشد، نه مى تواند چيزى را ببيند و تصور كند و نه مى تواند عكس العملى نسبت به داروى بيهوشى يا ساير مخدرها داشته باشد. او تمام استانداردهاى كلينيكى مرگ را دارا بود. طبق اظهارات سابوم او خونى در بدنش نداشت و نيز كاملاً فاقد علائم حياتى بود. بنابراين آيا اين مرگ بود؟ و اگر اين مرگ بود تجربه اى كه او در طول اين مدت داشت چه بود؟

اين من نيستم، فقط جسم من است
باربارا رومريك پزشك عمومى در فورت لادرديل فلا اولين بار با بيمارى كه داراى تجربه نزديك به مرگ بود مواجه شد. در زمان رزيدنتى باربارا در سال هاى اوليه ۱۹۹۴. او با بيش از ۶۰۰ نفر مصاحبه داشته كه گزارشى از تجربه نزديك به مرگ را داده اند و درخصوص آن نيز كتابى هم نوشته اند، گرچه نقطه نظر او با بسيارى از اين افراد در زمينه پزشكى يكسان نيست، اين مصاحبه ها او را به اين نتيجه رساند كه چيزى وجود دارد كه پس از مرگ ما به زندگى اش ادامه مى دهد.
او مى گويد در طول مدتى كه با اين افراد مصاحبه داشتم آنها مى خواستند با ساير افرادى كه همين تجربيات را داشتند صحبت كنند. او در عوض شروع به حمايت از چنين افرادى كه يكى از گروه هاى بزرگ جهان هستند كرده و مى گويد مى خواستم داستان هايشان را بشنوم بنابراين در گردهمايى هايشان حاضر مى شدم. زوج هايى معمولى بيشتر زنان و مردان ميانسالى بودند كه گرد آمده تا در تجربه اى كه براى بسيارى از آنها تناوب سفر روحى و زندگى بود سهيم شوم. رابرت ميلهم مى گويد كه قلبش در اثر حمله قلبى از كار افتاد. «درد از بين رفته بود من روى جسم خودم معلق بودم و در حالى كه دراز كشيده بودم به خودم نگاه مى كردم كه رويم را مى پوشاندند.» پس از يك زندگى توام با خودخواهى اينك مرگ از من فرد بخشنده اى ساخته بود. آقاى كن اميك درخصوص يك NDE كه پس از يك واكنش آلرژى برايش پيش آمده مى گويد كه نفسش قطع شده و رنگش كبود شده. او مى گويد خودم را در آن حالت مى ديدم، مى توانستم بشنوم، حالاتى مثل ترس و آرامش را حس مى كردم. اميك مكث مى كند انگار كه دوباره آن حالت را تجربه مى كند. پس آن شىء كبود شده روى تخت كيست؟ آن منم. مى دانم كه منم. نگاه كردن به او مرا مى ترساند. اما واقعاً آن من نيستم، آن فقط جسم من است. اين مطالب مداركى كه نشان بدهد آنها از نظر كلينيكى مرده بودند را به دست نمى دهند ولى نكته اى در كنار اين مسئله وجود دارد. اين يك تجربه نزديك به مرگ است و اين است كه آنها را جذب مى كند. رومر مى گويد اينگونه افراد از اينكه مى فهمند تنها و يا ديوانه نيستند آرامش پيدا مى كنند، داستان هاى آنها ممكن است توهمى به نظر برسد ولى اينقدرها هم غيرعادى نيستند. آنها داستان هاى برگرفته از NDES يا تجربيات نزديك به مرگ را در سراسر جهان منعكس مى كنند

 مدارك جديد، نظريه هاى جديد
بسيارى از محققين پزشكى بر اين عقيده اند كه تجربه هاى نزديك به مرگ هنگامى كه مغز فعاليت كامل و كافى نداشته باشد اتفاق مى افتند. آنها مى گويند ممكن است اين تجربيات باوركردنى باشند ولى نه به عنوان وجود زندگى پس از مرگ بلكه چيزى مثل خطور كردن به مغز و نيز معتقدند كه هوشيارى به تنهايى در مغز وجود ندارد. در نوشته اى كه در دسامبر ۲۰۰۱ در مجله پزشكى بريتانيايى به نام Lancet منتشر شد كارديولوژيست هلندى به نام ون لومل مى نويسد مرد ۴۴ساله اى را كه دچار حمله قلبى شده بود با آمبولانسى به بيمارستان آورده و دكترها قلب او را با دستگاه شوك دهنده به كار انداختند. پرستارى دندان هاى مصنوعى بيمار را از دهان او جهت جاى دادن لوله تنفسى در گلوى بيمار خارج كرد. سپس مرد را به بخش مراقبت هاى ويژه بردند. يك هفته بعد مرد بيمار پرستارى را كه دندان هاى مصنوعى او را از دهانش خارج كرده بود ديد و او را شناخت با اينكه در برخورد قبلى بيمار در حالت كما و مرگ كلينيكى بود. او به پرستار گفت شما دندان هاى مصنوعى مرا از دهانم خارج كرديد و در ادامه به توضيح ساير جزئيات پرداخت و گفت كه جداشدن روح از بدنش را مشاهده كرد. در تحقيقى جهت بيان تفاوت تجربه هاى نزديك به مرگ ون لومل و همكاران محققش با ۳۴۳ نفر كه دچار حمله هاى قلبى شده و زنده مانده بودند مصاحبه كردند. ۱۸ درصد از هوشيارى كامل خود صحبت كردند. ون لومل مى گويد اين افراد همه چيز را به طور كامل از احساس خود و آرامش پرواز به مرحله تجربه نزديك مرگ بيان كردند. متن چاپ شده محققان بريتانيايى در بيمارستان عمومى ساوتهمپتون در مجله «Resuscitation» به اين نتايج اشاره مى كند كه ۱۱درصد از بيماران داراى حافظه كامل در دوره بيهوشى بوده اند. شش درصد از آنها پس از حمله قلبى به هوش آمدند و به زندگى بازگشتند و تجربه هاى نزديك به مرگ خود را بازگو كردند.
هم ون لومل و هم محققين بريتانيايى بر اين باورند كه اين يافته ها بيانگر اين مسئله است كه هوشيارى مى تواند در صورت فقدان فعاليت مغز نيز وجود داشته باشد. «شما مى توانيد مغز را با يك دستگاه تلويزيون مقايسه كنيد.» او مى گويد: «برنامه تلويزيونى در دستگاه تلويزيون شما نيست.» پس هوشيارى كجا است؟ آيا در تك تك سلول هاى بدن است؟
ون لومل مى گويد من فكر مى كنم كه چنين باشد. «ما مى دانيم كه روزانه ۵۰ ميليون سلول مى ميرند.» او به اين مسئله اشاره مى كند كه اين نابودى در مقياس بالا به اين معنى است كه تقريباً همه سلول هاى تشكيل دهنده وجود من و شما نو و جديد هستند در صورتى كه ما نسبت به آنچه هميشه بوده ايم تغييرى را احساس نمى كنيم. براى ون لومل مسئله به اين صورت ادامه مى يابد كه بايد «نوعى ارتباط بين سلول هاى ما وجود داشته باشد» يا به عبارت ديگر همه سلول هاى ما نه فقط سلول هاى مغزى بلكه تريليون سلول ديگر كه در ماهيچه ها، استخوان بندى، روده و احشا، پوست و خون وجود دارند «به طريق شبكه مانندى با هم تبادل اطلاعات يا گفت وگو دارند» در نتيجه ما تجربياتمان را فعالانه حفظ كرده حتى در زمانى كه بيليون سلول تشكيل دهنده بدن ما از بين رفته و بيليون سلول ديگر جاى آنها را مى گيرند. پس در اين صورت همه سلول ها هنگام مرگ مغزى نيز زنده اند و مى توانند از طريق ذهن از مسائل به نحو غيرقابل توضيحى آگاه شوند. عقايد و پيشنهادات ممكن است ما را از مراحل توضيحى تجربه هاى نزديك به مرگ دور كند مثل دلايل محكم زندگى پس از مرگ ولى آنها افق هاى جذاب خودشان را دارند. پس اين به چه معنى است اگر ذهن انسان پس از مرگ مغزى فعاليت داشته باشد آيا بايد در مورد بازگشت پس از مرگ مغزى بازنگرى داشته باشيم. تجربه هاى نزديك به مرگ ما را وادار مى سازند كه مجدداً سئوالاتى را كه فكر مى كرديم پاسخشان را مى دانيم امتحان كنيم. مرگ چيست؟ هوشيارى كجا است؟ و آيا علم مى تواند روح را بيابد؟

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 19:36 توسط شادمهر |


حقيقت علمى روح

عواقب گناهان جنسی

 گناهان جنسی جسم فرد را آلوده کرده و توانایی آن برای انجام مقاصد الهی را از بین می برد.
گناه جنسی از این نظر مستثنی است که ما آن را بر علیه جسم خود انجام میدهیم. جسم ما معبد روح الهی است. وقتی ما از جسممان برای گناهان جنسی استفاده می کنیم، به پاكي آن تجاوز کرده و آن معبد را ویران می کنیم. همچنین آن افرادی که با آنها این گناه را انجام می دهیم را نیز آلوده می کنیم. فقدان احترام به جسممان (و خداوند) رابطه ی ما با خدا را از بین می برد.


گناهان جنسی روح خداوندی را اندوهگین می کند
.
هر گناهی که انجام میدهیم باعث اندوهگین شدن روح خداوندی می شود و آتش روح مقدس را در زندگی ما خاموش می کند. هرچه این آتش را بیشتر فرو بنشانیم، همانقدر از نیکی و درستکاری فاصله خواهیم گرفت.


ارتکاب به گناهان جنسی دژ محکمی برای شر و شیطان در زندگی فرد خواهد ساخت.
وقتی ما مرتباً مرتکب گناه می شویم، دژ محکمتری برای شیطان در زندگی خود بر پا خواهیم کرد. هرچه بیشتر تن به شهوت و هوس دهیم، کنترل آنها بر روی ما بیشتر خواهد شد، تا آنجا که ما را بنده ی خود خواهند کرد. این دژ محکم بسیار مستحکم خواهد بود، چون جسم، روح و روان ما را درگیر خود کرده است. خوشبختانه دین، راه های زیادی برای ویران کردن این دژ محکم پیش پای ما قرار داده است.


با ارتکاب به گناهان جنسی نفرینی پشت سرتان خواهد بود، از طرف همسر یا فرزندانتان.
گناه جنسی به شیطان این امکان را می دهد که ما و نسل های بعد از ما را با نفرین، ذلیل خود کند. بی بندوباری جنسی، زنا، طلاق، نازایی، و سایر مشکلات را گاهاً می توان از نتایج گناه های جنسی دانست.


گناهان جنسی پایگاهی به ارواح شیطانی برای تاثیرگذاردن بر شما را میدهد.
كتب آسماني مثال های زیادی از گناه های جنسی و عواقب حتمی آن در اختیار ما می گذارند و احتمالاً مشهورترین این گناهان، گناه داوود با بنت شیبا (مادر حضرت سلیمان) بوده است. زنای او با بنت شیبا و قتل شوهر او منجر به نزاع خانوادگی، مرگ پسرش و ایجاد فرصت برای دشمنان برای کفرگویی شد.


گناه جنسی پریشانی روحی در بر خواهد داشت.
با دنبال کردن لذتهاي ناشی از گناه و نادیده گرفتن وجدان خود برای تشخیث خوبی از بدی، پریشانی و آشفتگی روحانی در بر خواهد داشت. هر چه بیشتر به دنبال گناه و فساد باشید، وجدانتان کدرتر خواهد شد. یک وجدان کدر باعث می شود که بیشتر درمعرض دروغ های شیطان قرار بگیریم که باعث دورتر شدن ما از خداوند یکتا می شود. و این مسئله به جایی میرسد که ما دیگر کارهای خود را گناه تلقی نخواهیم کرد و توانایی ما برای توبه و اصلاح شدن کمتر می شود.


گناه جنسی پریشانی احساسی به دنبال خواهد داشت. رابطه ی جنسی، تعهد و پیوستگی احساسی با شریک جنسی ایجاد می کند.
قدرت این تعهدها بر حسب نوع رابطه متفاوت است. خداوند این پیوستگی و تعهد جنسی را برای همسران ایجاد کرده است. اگر این تعهد و پیوستگی با کسی غیر از همسر فرد ایجاد شود، آشفتگی و پریشانی احساسی ایجاد خواهد شد. این آشفتگی به صورت های مختلف نمایان می شود. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

*

رویاها و افکار مکرر درمورد عشق های قبلی.
*

ناتوانی در برقراری صمیمیت احساسی با همسر.
*

پشیمانی و تلخی نسبت به افرادی که در رابطه های قبلی به فرد صدمه زده اند.
*

مقایسه همسر با افراد قبلی در رابطه ی جنسی.
*

درک اشتباه از عشق واقعی.
*

بی بندوباری و بی قیدی جنسی، در تلاش برای یافتن عشق و صمیمیت واقعی.

خطر آشفتگی احساسی به اندازه ای است که می تواند فرد را از تجربه ی صمیمیت با همسر خود و خداوند باز دارد. همچنین آشفتگی جنسی می تواند مثل یک نفرین عمل کند و اعتیاد جنسی و سایر کشمکش ها را به دنبال آورد.

گناه جنسی خاطره هایی ماندنی ایجاد خواهد کرد.
خاطره های روابط جنسی با کمک هورمون های مخصوص که طی انگیختگی های جنسی تولید می شود، در مغز فرد ایجاد می شوند. شیطان از این خاطره ها برای محکوم کردن و نگاهداشتن فرد در اسارت شهوت استفاده می کند. این خاطره ها ممکن است باعث ایجاد مشکل در روابط جنسی فرد با همسر خود شود. در اینجا برخی نمونه ها آورده شده است:



*

تجربه های جنسی فرد با همسرش با افکار مربوط به عشق های قبلی و یا تصویر مستهجنی که فرد مشاهده کرده است، خراب می شود.
*

از شریک های جنسی قبلی بت خواهد ساخت—به خصوص وقتی در زندگی زناشویی خود با مشکل مواجه شود.
*

از عملکرد جنسی همسر خود ناراضی خواهد بود.
*

مغر او برای ارضاء شهوات خود به جای نشان دادن عشق واقعی، به رابطه ی جنسی رو خواهد آورد.
*

اگر همسرش راضی به انجام آنچه او سابقاً در رابطه های جنسی خود تجربه نموده و یا در فیلم های مستهجن مشاهده کرده است، نشود، خشمناک و عصبانی خواهد شد.

اما اگر به دین رو آوریم، توانایی برای از یاد بردن تجربیات پست را پیدا خواهیم کرد، خواهیم توانست فکر و روانمان را شستشو داده و دوباره کنترل امور زندگی خود را در دست گیریم.

گناه جنسی باعث به دنیا آمدن فرزندان ناخواسته می شود.
گناه جنسی باعث پایین آوردن ارزش انسان به صورتی می شود که فرزندان انسان آشغال شناخته شوند. کودکانی که از این روابط به دنیا می آیند، در خانه هایی زندگی خواهند کرد که هیچ سایه ی پدر یا مادر مهربانی بالای سر آنها نخواهد بود.


گناه جنسی فرد را در معرض ابتلا به بیماری های مسری جنسی خواهد گذارد.
بیماری های مسری جنسی بسیاری وجود دارد که بسیاری از آنها علائم بسیار ناخوشایند و نامطبوعي را به دنبال خواهند داشت. بدترین این بیماری ها، ایدز، حتی منجر به مرگ نیز می شود.


گناه جنسی از بین برنده ی ازدواج و خانواده خواهد بود.
زنا معمولاً باعث از بین رفتن ازدواج و خانواده ها می شود. وقتی زنجیر وفاداری پاره شود، زن و شوهر، آسیب های احساسی، روحی، و حتی گاهي جسمی را تحمل خواهند کرد. برای تعمیر این شکاف، درمان های اساسی مورد نیاز است. خاطره هایی که طی برهم خوردن ازدواج ها ایجاد می شودف تا آخر عمر با او می مانند و نسل های بعد را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. دیدن تصاویر و فیلم های شهوت انگیر و مستهجن نیز به اندازه ی زنای واقعی، گناه آلود و زیاد آور است و خطای آن نیز نباید دست کم گرفته شود.


گناه جنسی باعث بی بندوباری اخلاقی و انحراف جنسی خواهد شد.
گناه جنسی معمولاً آتش تیز از شهوت در ذهن فرد ایجاد خواهد کرد. اگر پیوسته آن آتش را شعله ورتر کند، فرد هرچه بیشتر و بیشتر به اعماق فساد و تباهی فرو خواهد رفت. از این وضعیت به افراط در هر نوع ناپاکی نیز اشاره می شود که رفته رفته هوت و هوس فرد را بشتر خواهدکرد.سایت مردمان


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 19:34 توسط شادمهر |


غم
روزي فرشتگان از خداوند پرسيدند؛ خداوندا تو که بشر را اينقدر دوست داري پس چرا ديگر غم را افريدي؟خداوند در پاسخ گفت:غم را بخاطر خودم افريدم زيرا اين بنده ي من که خوب ميشناسمش تاغمگين نباشد ياد خالق تمي افتد

موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 22:19 توسط شادمهر |


یک حدیث از امام علی
یک حدیث از امام علی(ع):خداوند به بشر عقل و شهوت داده٬به فرشتگان فقط عقل٬به حیوانات فقط شهوت.حالا هر انسانی که عقلش بر شهوتش غلبه کنه در نزد خداوند۱۰۰۰مرتبه باک تر و بهتر فرشتگان میباشد٬. هر انسانی که شهوتش بر عقلش غلبه کنه۱۰۰۰۰مرتبه در نزد خداوند از حیوانات بدتر و کثیف تر میباشد.

ما قبل از اینکه این کارهای کیثف را انجام بدیم کمی بهتر است به مردن فکر کنیم.خدایا به حق این ماه مبارک و معصوم گناهان ما را به حق امام حسین ببخش.


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 17:38 توسط شادمهر |


ما همه چیزمون دست خداست.
بخش1ما خیال میکنیم خدا تبارک وتعالی ما رو خلق کرده و اختیار دست ماست
فقط در یک جا خدا تبارک و تعالی اختیار دست ما داده اینم موقته
این50و60سال در خوردن مجبوریم در خوابیدن مجبوریم
یک جا خدا تیارک و تعالی یک پاراگراف زده دز انتخاب راه خیر و شر ازادی.حالا هر کار میخوای بکن اختیار بهت داده فعلن کاریت نداره. فقط (وهدینا نجدین)هر جا میخئای برو میخوای مسجدی میخوای برو میخوای فاشه خونه میخوای برو.این اختیار رفتن و امدن اینم منوته یعنی محدوده تا ساعت مرگ شماست.
بخش2قالب مثالی و ملکی:...
در روایت : مامورینی در خدمت حضرت غابض ارواح میان و اینها قالب مثالی شما را میاران از ساعتی که پسر ادام خلق میشه خدای تبارک و تعالی به موازاته این قالب .قالب ملکی که جوری تو عالم رحم خلق میشه علقه میشه به موازاته این خدا یک قالبی براتون خلق کرده به عنوانه قالب مثال الا است مثل کسی که 2دست کت شلوار داره یک دست کت شلوارش گذاشته تو کمد برای شبه عروسی و مهمونی یکی هم فعلا تنش است.
اون وقت اون ساعتی که زمان خروج شما از این عالم به عالم برزخ فرا میرسه اون کت شلوار تو کمد رو اون ملایکه میارن از عالم بالا این روح مطهر رو از میان این کت شلواره کهنه رو میکشن اون رو برت میکنن به شکله همین دنیاته.لذا مرحوم بابا رو خوایچب میبینی به شکل همین دنیا میبینی.اونی که تو خواب میاد برای شما مصور میشه او قالب مثالی شماست . این قالب مثالی متناسب با کوچها و خیابانهای برزخه.
چطور اینجا این قالب شما قالب عنصری مادبی شما با عالم خاکی شماست.اون قالب مثالی متناسب با عالم برزخه.با این پای خالی روی این زمین خاکی راه میزی با پای که متناسب با عالم برزخه تو باید تو عالمه برزخ راه بری و زندگی کنی.
یک مثال:
ادم اگه بدونه هیچ وسیله ی بر ته اب بدونه اکسیجن خوب غرق میشه.اما او را مصلحش کن السیجین بهش بدن بره ته اب زندگی کنه مشکل نداره.
ولذا اون قالب دوم مثالی شماست.این از ساعتی که روح شما از این قالب قبض میشه داخل میشه تو اون قالب مثالی.زندگی جدید را شروع می کند.بایک فرم جدید.نتیجه ساعتی که مرگ فرا میرسه مرگ انتها حیات این عالم ماست.ولی عالم محدود به همین عالمه خاکی و مادی نیست ادامه دارهو.انتقال است از عالم به عالمه دیگری نتیجه بحث:پس ساعتی که انسان میمیره زندگی فانی نمیشه.تمام نمیشه.زندگی ادامه داره منتها نوع زندگی کیفییتش فرق میکنه.
بخش3اگر کسی بفهمه هر چی داره خرج خدا میکنه.چون اونی که خرجه خدا میشه باقی میمونه.اونی که خرجه خودت شد تمام شد مثال میزنیم:
یک بشقاب غذا داری خودت میخوری تمام میشه میره.یک ساعت بعد میری تحویل مستراح میدی.
اما بدی به یک فقیر بخوره میماند.اونی که خرجه خودت میشه تمام میشه.اونی که با خدا معامله میشه برای همیشه ثمرش برای تو میماند.
اخه خوش انصاف یک میسری در ریش داری که هر چه صواب با خودت ببری کم داری عزیز جان.برزخ جای استقراز نیست که غرض بگیری از کسی که بگی حاج اقا شما 2سال از نمازتو به ما غرض بده .این حرفها نیست برزخ غرض نداره.در برزخ کسی به کسی صدقه نمیدهد هر که هر چی از خودش بیاره میتونه اونجا مصرف کنه.عزیز من باور کن اگر همین الان ساعت مرگ فرا برسه از هر انچه که داری توهی میشوی همان دندانه مصنویت را از دهانت در میارن.100دست کت شلواره تو کمدت باشه یک دسته ش هم به دردت نمیخورد بهترین انگشترها عقیق دستت باشه تمام میشه میره ای ادم عاقل...
ای هیچ زبهر هیچ بر هیچ مپیچ و واقعا پرتیم از واقعیت زندگیمون.
خیال نکنیم ماشین هی مدل عوض میکنی ارام میشی ها.خیال نکن هی اسکناس پس انداز میکنی قلبت ارام میشه این خبرها نیست انچه را که شما به ارامش میرساند ارتباط با خداست.
ان وقت اولی که میخوان منتقلت کنند به عالم برزخ چطور وقتی از عالم رحم خواستی به دنیا بیایی فشار میدی تا بیایی توی این دنیا وقتی هم که میخوان از این عالم خارجت کنن فشارها میدن


>

موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 23:58 توسط شادمهر |


حالتي از سکرات مرگ سخت تر نيست براي ادم !!!ميخواي بگم يعني چه؟ميخواي لمس بکني؟
يک دونه تار مو رو ببين ميخوايي يکني احساس نمي کني دردت مي ايد؟حالا اينو مشتش بکن بيشتر دردت مي ايد.اگر بنا باشه چرا؟چون روح داره.وقتي بنابشه نمام روح از اين پيکر بيرون بياد.ميفهمي يعني چه؟.. ان وقتي که ميخوان منتقلت کنن به عالم برزخ.چطور وفتي از عالم رحم خواستي به دنيا بياييفشار ميدي تا بيايي تو اين دنيا و مادرت فشارها تحمل ميکنه که دنيا بيايي...وقتي هم که ميخوان از اين عالم خارجت کنن فشارها ميدن
اون ساعت در حديث دارد حضرت غابض ارواح خودشو نشون ميده هر کس هر گونه اندوخته علمي دارهبا ديدن حضرت غابض ارواح انچه را که به ياد داره از ذهنش ميپره بيرون ميره.از ترس.يعني الان شيخه مفيد/شيخه طوسي/انيشتن/دکترهاي شرغي وغربي.اينهاي که از دنيا رفتن اگه برگردن هيچي از اون معلومات گذشته بلد نيستن .فقط انچه را که از معارف ديني اموخته باشند.
بهترین دکتر باش/بهترین مهندس باش/بهترین پرفسور باش/ساعت مرگ شما که اخر میرسه هر چه اموزش میگره روح شما میگره .روح شما تمام تخلیه میکند.فقط انچه از توحید صفات خدا دین معارف خدا و پیغمبر خوراک روحت شده اونو میتونی با خودت ببری.
عین مثل گمرکه دنیا به شما میگه این مفدار عرض میتوانی ببری.ما باقی رو بذار برو.
صبحه بر کف توبه بر لب دل پر از شوقه گناه معصیت را خنده میاید ز استغفار
معنی:تصبیح تو دستشه نوک زبان میگه استغفرالله ولی دلش میشنگه واسه گناه.
اگر کسی به زبان ترک گناه کنه ولی در عمل نباشد خدا رو مسخره میکنه.
کس طعم ایمان نمی چشد مگر ترک کند دورغ را.
از ساعتی که وارده برزخ میشی هیچی جز ایمان ازت نمی خرند
از وقتی که وارد برزخ میشی هرچی هویت و شخصیت داری بنده به ایمانه.
مشهد یک اخوندی بود50سال مفسر قران بود.وقت مرگش امده بود بالا سرش بودیم
میگفتیم: بگو لااله الاالله
میگفت چی چی بگم لااله الاالله.تازه داشتم ایت الله میشدم.خدا ظالم است.(استغفرالله)
ما فهمیدیم بعد50سال یشون عتقاد نداشت.ایمان نداشت.
چطوری وقتی من به شما میگم لخت برو تو کوچه میگی:چی چی رو برم لختم.
کسی که ایمان و تقوا ندارد وقتی انتقالش میشه به عالم برزخ لخت لخت.
حالا فهمیدی چرا میگن؟ایمان لباس شماست.ونماز مظهر عشق و نیاز است.
میدونی چی به درد شب اول قبرت میخوره؟نماز نافله شب.هی نشین تا ساعت2شب
تلوزیون نگاه کن بعد میگی اخی نمازم غذا شد.
خدایا خیلی الودگی داریم خیلی گناه کردیم
خدایا عمر تمام شد.
اشکم سرخ رخم زرد شد مو سفید روز من چو شب بهر سیاه کاری دل.
اینا رو فقط میبری و به دردمون میخوره نه ماشین عوض کردن اسکناس جمع کردن کلاه برداری
نماز سر شب/نماز اول وقت/نماز درست خواندن/گریه برای حسین/زیارت عاش.را هر شب خواندن از
فشار قبر نجاتت میده/صدقات/خیرات/برای برزخ نه ماشین /شهوت/ پول
امروز و فرداش نکن هیچ معلوم نیست من فردا زنده باشم توبه رو به عقب نداز.
برگی سبزی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس تو پی فرست
در خانه اگر کسی هست یک حرف یس است.

موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 23:56 توسط شادمهر |